تبليغاتX
عشق حقیقی

دوستان عزیز واقعا شرمنده ام که دیر به روز می کنم . کلاسهام شروع شده و سرم

 

خیلی شلوغه . معذرت می خوام .

 

در ادامه بحثمون به بعضی از صفات خدا می پردازیم . علم خدا که کاملا مشخصه .

 

مثل علم بشر نیست . توی بحث قبلی هم گفتم چون خدا توی حصار زمان محدود

 

نیست بنا براین علمش هم محدود نیست . در ضمن چون آفریننده همه موجودات خداوند

 

هست پس هیچ چیزی از اسرار و نیازمندی هاشون بر خدا پوشیده نیست . از طرفی

 

حیات خداوند هم کاملا مشخصه که هیچ گاه فناپذیر نیست . در مورد صفات خداوند

 

باید بگم که این که ما برای خدا وجود یه صفت رو اثبات کنیم کاملا بیهوده است چون

 

مثلا اگه ما درباره علم خدا صحبت کنیم با توجه به علم خودمون قضاوت می کنیم

 

در حالی که خداوند مطلق این صفات است و بس و ما این صفاتمون رو خدا بهمون

 

داده و در واقع باید برای خودمون وجود این صفات رو اثبات کنیم . خداوند علم مطلق

 

زنده مطلق مهربانی مطلق و.... هست وهمه این صفات از وجود خود پروردگار سرچشمه

 

می گیرن . ولی خوب از اونجایی که بعضی وقتا ما عادت داریم چیزهای خیلی بدیهی

 

رو اثبات کنیم به ادامه بحث می رسیم . صفاتی مثل مهربونی و رحمت و... هم که

 

کاملا مشخصه . از نعمتهایی که خدا به ما داده . و از وجود انسانهای مهربون می فهمیم

 

که وقتی بشر اینقدر مهربون باشه خالقش دیگه چقدر مهربونه .

 

اما بعضی از صفات هستن که به وجود خدا بنا به دلایلی اصلا راه ندارن . مثلا

 

ظلم . یه موجود از سه حالت خارج نیست . یا همیشه ظلم می کنه یا همیشه عادله

 

و یا بعضی وقتها (بنا به دلایلی) ظلم می کنه و بعضی وقتها با عدل رفتار می کنه .

 

دلیل ظلم کردن چیه ؟ دلیلش کسب منفعته . مثلا قدرت یا ثروت و یا انتقام جویی .

 

کاملا واضحه که خداوند به لحاظ آفریننده بودنش و به خاطر علم نامحدودش و

 

اصلا بی نیازه از اینکه از آفریده خودش منفعت کسب کنه و از طریق ظلم به

 

اون به خواسته اش برسه . بنابر این به هیچ عنوان ظلم نمی کنه . پس همواره با

 

عدل برخورد می کنه . بنا بر این خداوند کاملا عادله . از طرفی خداوند هیچ وقت کار

 

بیهوده ای انجام نمی ده . برای اینکه لازمه اینکه هر موجودی از کاری که می کنه

 

هدفی داره . حالا این هدف می تونه انواع مختلفی داشته باشه . حتی کسی که کار

 

بیهوده ای هم انجام میده قصد لذت بردن رو داره . ولی خوب به خاطر علم کم

 

یا لحظه ای بودن اون لذت رو فراموش میکنه ، یا عواقب بدش رو فراموش

 

می کنه یا .... ولی ما می دونیم که خدا علمش محدود نیست بنا بر این هدفی متعالی

 

رو از آفرینش موجودات داره و بنا براین آفرینش جهان هم نباید بی هدف باشه .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 6:0 |

امروز می خوایم به اثبات یگانگی خدا بپردازیم . اگر ما (نعوذ بالله)

 

به چند خدا اعتقاد داشته باشیم (مثلا دو تا) ، در این صورت یا باید

 

به هم دیگه احتیاجی نداشته باشن و هر کدوم دارای قدرت و علم کافی

 

باشند . که در این صورت لزومی به وجود دیگری نیست و یکی ممکن الوجود

 

میشه که با واجب الوجوب بودن خدا که در مطالب قبلی اثبات کردیم

 

تناقض دارد . حالت دوم هم این است که یکی به دیگری نیاز داشته باشد

 

که در این صورت آنکه نیازی به دیگری ندارد کامل است و واجب الوجوب ،

 

و دیگری ممکن الوجوب میشود که بنابراین یک خدا داریم . حالت سوم

 

اینست که هر کدوم به دیگری نیاز داشته باشد که در این صورت باید قدرت

 

هرکدوم ناقص بوده و با وجود دیگری تکمیل بشه ، از طرفی می دونیم که

 

نقص قدرت و ضعف قدرت به خاطر نقص علمه ، و نقص علم هم ناشی از

 

محدود بودن به حصار زمانه ، که این از خصوصیات ماده است و توی

 

مطلب قبلی ثابت کردیم که خدا ماده نیست و محدود به زمان هم نیست .

 

بنا براین حالت سوم هم رد شد . پس یک و تنها یک خدا وجود دارد و

 

آن هم پروردگار عالمیان است .

 

باز هم به دوستان توصیه می کنم زیاد دنبال تفاسیر و دلایل فلسفی

 

نباشن و به عقل و دلشون رجوع کنن . به قول مولوی :

 

پای استــــدلالیــــــان چوبین بود

 

پای چوبین سخت بی تمکین بود

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه هفتم مهر 1385 و ساعت 4:45 |

بحث امروز درباره چگونگی ماهیت خداست .

 

این بحث کاملا مشخصه . ما وجود خدا رو اثبات کردیم . حالا کاملا بدیهیه که خدا

 

وجود داره . ولی با توجه به اینکه ما خدا رو نمی بینیم و اینکه می دونیم

 

خدا واجب الوجوبه یعنی همه مخلوقات رو آفریده بنابر این باید قبل از

 

همه موجودات بوده باشه . یعنی باید زمان براش مطرح نباشه . این خصوصیات

 

خصوصیات موجودیه که غیر مادی هست . چون ما می دونیم که ماده در

 

حصار زمان و مکان هست ، بنابر این موجودی که این خصوصیات رو نداشته

 

باشه مادی نیست . در مورد زمان هم باید بگم که زمان برای ماده وجود داره .

 

در مورد معنی اینکه خدا همیشه بوده و خواهد بود احادیث و بحث های زیادی

 

وجود داره که من مهمترین اونها که با عقل جور درمیاد رو می نویسم و

 

اون اینه که برای خدا زمان وجود نداره و این ماده هست که در حصار

 

زمان هست و مشخصه که وقتی زمان برای موجودی که در حصارش نیست

 

وجود نداشته باشه اول و آخر هم معنای چندانی پیدا نمی کنه، چون اول و

 

آخر هم از پیامدهای حصار زمان است . پس اینکه ما بگیم خدا از اول

 

بوده و تا آخر هست چندان معنی دار نیست چون که اصلا خداوند در حصار

 

زمان نیست . ( البته تصور این موضوع خیلی سخته و توصیه می کنم که

 

بهش فکر نکنید چون به ضرر خودتونه .) ولی اینکه در دعاها اومده که

 

خدا اول و آخر است ، با توجه به این مطالب میشه استنباط کرد که

 

منظور اینه که آفرینش و مرگ همه چیز در اختیار خدا بوده ،هست

 

و خواهد بود .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 4:31 |

خدمت همه دوستان عزیزم سلام عرض می کنم . واقعا شرمنده ام که

 

تاخیر دارم . سرم خیلی خیلی شلوغه و از طرفی هم کلاسهام شروع شده

 

به زور می تونم فقط به روز کنم . حلول ماه مبارک رمضان رو به همه

 

شما تبریک میگم . باید سعی کنیم تو این ماه از اون بدبختهایی نباشیم

 

که توی احادیث اومده (کسانی که گناهانشون توی این ماه آمرزیده نمی شه) .

 

ادامه بحث خداشناسی رو با توجه به تعاریف مطالب قبل پی می گیریم .

 

همونطور که همه می دونیم و خیلی واضحه وقبلا هم گفتیم هر معلولی علتی

 

داره و توی جهان همه روابط ، علت ومعلولی هستن وهر موجودی

 

معلول یه موجود دیگه هست . از طرفی طبق

 

اصل عدم دور هیچ موجودی نمی تونه با واسطه یا بدون واسطه ، علت

 

خودش باشه . پس علت و معلولها به صورت سلسله وار به هم مربوط

 

میشن . از طرفی همونطور که گفتیم و واضحه سلسله تا بی نهایت

 

ادامه داشته باشه و باید از یه علتی شروع شده باشه .پس اون علت

 

اولیه باید وجود داشته باشه تا موجودات دیگه به وجود بیان . پس اون علت

 

اولیه ، همون واجب الوجود هست (که تعریفشو توی مطلب قبل گفتم) که همون

 

خداست و سایر موجودات ممکن الوجود هستن . پس وجود خدا با تعاریف

 

منطقی و فلسفی هم بسیار واضحه .

 

دوستان عزیز توجه کنن که اثبات وجود خدا کاملا کار عجیبیه . چون

 

ما که مخلوق خداییم داریم خالق خودمونو اثبات می کنیم و داریم به

 

اثبات یه موضوع کاملا بدیهی می پردازیم . فقط این دلایلو آوردم

 

برای کسانی که به ندای قلبشون پاسخ رد می دن و سعی می کنن

 

از راههای مختلفی خدا رو انکار کنن . همچنین کسانی هم که به وجود

 

خدا معتقد هستن با خوندن این مطالب روی باور خودشون مستحکمتر

 

می شن .

 

 حالا اگه کسی در برابر حقیقت مقاومت کنه و بازهم خدا رو قبول نداشته

 

باشه به خدا ضرر نمی زنه و فقط به خودش ضرر می زنه . اگه شما خونتون

 

رو پشت به آفتاب بسازید به خورشید ضرری نمی رسه فقط خود شما از نور

 

و فواید اون بی بهره می مونید . خدا همه رو به راه راست هدایت کنه .

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 4:36 |

در ادامه بحث خداشناسی به اثبات فلسفی و عقلی وجود خدا می پردازیم

 

که شاید خیلی از شما با اون آشنا باشید . ولی خوب دوستان علاقه مند

 

می تونن برای آشنایی با مقدمات این بحث و چند تعریف که به زبان

 

خیلی ساده بیان شده به ادامه مطلب رجوع کنند .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 4:45 |

قول داده بودم که مباحث شناخت اسلام واول از همه خداشناسی رو شروع کنم .

 

قبل از همه چیز ازتون خواهش می کنم که با دقت این مطالبو بخونید چون

 

واقعا مفیده و می تونه روی افکارمون تاثیر بذاره . می دونم که دیگه تقریبا  

 

هممون توی کتابهای مدرسه در این باره مطلب زیاد خوندیم و این مطالب تقریبا

 

کلیشه ای شدن ولی اگه این چیزایی رو که می نویسم با دقت و تفکر 

 

بخونید می بینید که با کتابهای درسی تفاوت داره . خوب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اول از همه اثبات وجود خدا . خوب شما فرض کنید که از دوستتون یه کتاب

 

می گیرید و بعد ازش می پرسید که نویسنده اش کیه . حالا اگه اون جواب بده

 

که این کتاب نویسنده و حروفچین و ناشر و ... نداره شما تعجب نمی کنید و فکر

 

نمیکنید که داره شوخی می کنه ؟ مگه می شه که مطالب کتاب خود به خود

 

جمع شده باشن و کتاب خود به خود حروفچینی شده باشه و خود به خود چاپ

 

شده باشه و کسی این کارها رو انجام نداده باشه ؟ اصلا می تونید هیچ دستگاه یا

 

ساختمون یا .... رو پیدا کنید که خودبخود به وجود اومده باشه ؟

 

خوب کتاب با این سادگی در مقابل بدن پیچیده انسان ، نمی تونه خودبخود

 

به وجود اومده باشه . حالا فکر کنید ببینید انسان می تونه خودبخود به وجود

 

اومده باشه ؟ به ویژگیهای بدن انسان توجه کنید . شاید چیزی که تا حالا زیاد

 

بهش دقت نکرده باشم ابروها هستن . فکر کردید که اگه ابروها هم مثل

 

موها سریع رشد می کردن چی می شد ؟ اگه انگشت شستمون مثل انگشتهای

 

دیگه بالاتر از اندازه فعلی بود چه جوری می تونستیم چیزی رو توی دستمون

 

بگیریم . اگه خوب نگاه کنیم مطمئنا به موارد زیادی از این قبیل (تنها توی

 

بدن انسا ) بر می خوریم . حالا یه سوال کوچولو . می تونه همه اینها خودبخود

 

اتفاقی به وجود اومده باشه ؟ واقعا احمقانه نیست اگه این جوری فکر کنیم ؟

 

ادمه بحثو انشاءالله توی پستها و روزهای بعدی می نویسم .

 

در پناه حق موفق باشید .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 23:26 |