بحثمونو با مطالبی در مورد معجزه بودن قرآن ادامه می دیم .
می دونم شاید خیلی ها ازم ایراد بگیرن که دارم مطالب تکراری می نویسم ، ولی
باور کنید که اگه درست فکر و نگاه کنیم می بینیم که همین مطالب تکراری چقدر جای فکر دارن
و همیشه تازه هستن . به قول سهراب سپهری " چشمها را باید شست جور دیگر باید دید "
پس ازتون خواهش می کنم این مطالبو با اون نگاه همیشگی نبینین .
در مورد حقانیت قرآن بحث خیلی خیلی گسترده هست و دلایل زادی برای معجزه بودن قرآن میشه
آورد که من به طور مختصر بهشون اشاره می کنم . از هر بعد که به قرآن و آیاتش نگاه کنیم
پی به شگفت آور بودن اون می بریم و متوجه می شیم که به هیچ عنوان نمی تونه ساخته ذهن
بشر باشه . تازه اون هم بشری که به گواهی تاریخ خوندن و نوشتن هم نمی دونسته . و از
طرفی هم توی عربستان و بین اعراب جاهل زندگی می کرده . جایی که وحشی گری و
خشونت حرف اول رو اونجا میزده و فقط تعداد انگشت شماری توی کل اون مملکت
سواد خوندن و نوشتن داشتن . حالا به قرآن نگاه کنیذ . چه کتاب با عظمتی . کتبی که دنیا رو به
لرزه در آورده . چرا اینقدر بحث و حساسیت روی کتب و ادیان دیگه نیست که روی اسلام هست؟
آیا یه نفر که خوندن ونوشتن بلد نیست توی یه همچین محیطی می تونه این کتاب رو بنویسه
که بعد از 1400 سال هر روز به طرفدارهاش اضافه می شن ؟ کتابی که جلوتر می گیم چه طور به
شکلی عجیب از تمام فنون روانشناسی که بشر تازه تازه بعد از کلی آزمایش بهشون رسیده
استفاده کرده . کتابی که با اون حجم کلی مطلب رو توی خودش جا داده و از هر کلمه و یا
حتی حرفش میشه به کلی از چیزها پی برد . در حالی که هممون می دونیم که دانشمندایی
بزرگ که دنیا بهشون افتخار می کنه کتابهاشون رو توی چندین جلد می نوشتن و تازه هر کسی
هم که می خواد یا می خواست از مطالبشون سر در بیاره باید با کلی علم و مقدمات اونا آشنا
باشه . ولی حالا قرآن رو نگاه کنین . از کسی که از هیچ علمی سر در نمیاره تا کسی که
متخصص چندین علمه (مثل پروفسور حسابی) ازش استفاده می کنه و باز هم جای استفاده
داره . انشاءالله ادامه مطالب توی پستهای بعدی
+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه نهم آبان 1385 و ساعت
21:36 |