تبليغاتX
عشق حقیقی

در مورد اینکه گفتید اگر این ادیان الهی بودند توی جاهای دیگه ای

 

ظهور می کردند . باید بگم که متاسفانه اطلاعاتتون خیلی کم و تحلیل هاتون

 

بر اساس یه سری افکار کودکانه است . ادیان الهی توی کشور ها مناطق

 

مهم زمون خودشون یا ظهور کردن یا تبلیغ شدن . مثلا توی ایران (زرتشتی)

 

توی مصر (یهودی) توی روم (مسیحی) توی بابل (حضرت ابراهیم ) و...

 

در ضمن اگه یه مطالعه کوجولو انجام بدید متوجه می شید که گاهی اوقات

 

چند پامبر با هم هم عصر بودن و توی نقاط متفاوت تبلیغ می کردن .

 

اما اینکه مدعی بودید توی یونان فلسفه وجود داشته و.... ما هم می دونیم

 

وجود داشته ولی خیلی از افکار و فلسفه هاشون درسته که زیربنای

 

فلسفه امروزیه ولی در مقابل نظریات و سطح تفکر دانشمندان الان

 

سطح تفکر دانشمندای اون زمون بسیار بچه گونه به نظر میاد . پس وجود

 

فلسفه و ...نمی تونه دلیلی برای اینکه سطح فکری و توانایی بشر توی

 

اون زمون با چند قرن بعدش یکی باشه ،بشه . در مورد این هم که

 

چرا توی عربستان پیامبر ظهور کردند توضیح دادم . حالا نه اینکه

 

حضرت عیسی دینش رو توی روم هم تبلیغ کردن یا زرتشت

 

تو ایران تبلیغ کرد اینا کتابی درباره پیغمبرشون نوشتن . در ضمن

 

دلایل به این واضحی و قرآن هم که کاملا همه جیز رو روشن

 

کرده شما اینا رو قبول نمی کنید نمی دونم چه جوری می خواستید

 

اون کتابها رو قبول کنید . این تناقضها هم که گفتید از طرف عاملین

 

به وجود اومده . دین اسلام اساسش دست نخورده است و تحریف نشده

 

این اختلافات هم توی مسائل جزیی هست که زیاد مشکلی ایجاد نمی کنه .

 

اینو هم باید بگم که کسی که ادعای مسلمونی می کنه با مسلمون واقعی

 

تفاوت داره . هیچ مسلمون واقعی اصلا طالبان رو به عنوان انسان

 

قبول نداره چه برسه به اینکه مسلمون حسابشون کنه . اما اینکه اسلام

 

به مسائل روز پاسخ نداده ، اول اسلام باید مشکلات زمان خودش رو

 

رفع می کرده بعد مسایل 14 قرن دیگه رو .بنابراین امام ها رو

 

قرار داده که توی هر زمون به مسایل مردم اون زمون جواب بدن .

 

یه نکته رو هم بگم که من همیشه از خوندن داستان بنی اسراییل تعجب

 

می کردم ولی الان با خوندن دلایل یا به عبارت بهتر سفسطه های

 

شما به وجود تونستم بنی اسراییل رو خوب بشناسم و معنی بهانه های

 

بنی اسراییلی رو بفهمم . ازتون ممنونم که کمکم کردید تا بنی اسراییل

 

رو خوب بشناسم .

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 22:39 |

آقا افشین من هم از شما ناامید شدم . من براتون دلیلی آوردم که

 

کاملا با عقل جور در میاد اونوقت شما می گید که براتون از کتابهای

 

دبیرستان دلیل نیارم ؟ اولا من 5 سال پیش این درسها رو خوندم

 

و الان هم چیز زیادی از اونا یادم نیست . ثانیا دلیلی که با عقل جور

 

در میاد چه فرقی می کنه که از کجا باشه ؟ پس سعی کنید سفسطه

 

نکنید . در ضمن شما گفتید که قبلا مسلمون بودید ، پس چطور

 

نمی دونید که از نظر ما حضرت مهدی (عج)منجی آخرالزمان

 

است ، نه حضرت عیسی . حضرت عیسی منجی زمان خودش بود .

 

در ضمن چه مانعی داره که 600 سال بعد از یه پیامبر پیامبر و راهنمای

 

دیگه ای بیاد ؟

 

بعد هم مثل اینکه ناراحت شدید که من روش درست استدلال رو فقط برای

 

یادآوری گفتم نه ؟ من منظورم این نبود که شما بچه اید یا این

 

چیزا رو نمی دونید . ولی با این حرفتون که یه نفر از روی انجیل

 

وجود حضرت عیسی رو نقض کرده ، باز هم لازم دونستم به شما روش

 

استدلال صحیح رو یادآوری کنم . شما با من که یه مسلمونم دارید بحث می کنید

 

و اگه شما قبلا اسلام رو تجربه کرده باشید مطمئنا باید بدونید که ما انجیل

 

فعلی رو قبول نداریم و معتقدیم که انجیل تحریف شده . اصلا مسیحیا

 

اعتقاد دارن که حضرت عیسی پسر خداست ولی مسلمونا

 

معتقدن که حضرت عیسی هم یه پیامبر اولوالعزم هست و به عنوان

 

یه پیامبر اایشون رو قبول دارن ونه پسر خدا . پس نباید برای اثبات

 

حرفهاتون از انجیل برام دلیل بیارید چون در اینصورت من هم میتونم

 

از احادیث وجود و ظهور حضرت مهدی (عج) رو به راحتی اثبات کنم

 

ولی نه شما این احادیث رو قبول دارید ونه من انجیل فعلی رو .

 

در ضمن من ازتون خواستم که اگه درباره نقض وجود حضرت عیسی(ع)

 

کتابی یا مقاله ای اکه توش استناد به منابع معتبر شده خوندید اونو

 

به ما هم معرفی کنید ولی شما از جواب طفره رفتید و گفتید که

 

این کتابها سانسور می شن . پس شما خودتون چه جوری اونا رو خوندید ؟

 

خواهش می کنم اینقدر سرسختی بیجا نکنید . چون به ضرر خودتونه .

 

خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 22:38 |

آقا افشین در مورد اینکه گفتید که قبول وجود حضرت مسیح(ع) یه

 

تناقض آشکاره . شما یه دانش آموز رو در نظر بگیرید . این دانش آموز

 

توی مثلا سوم راهنمایی یه معلمی داشته حالا بزرگتر شده رفته دبیرستان

 

آیا می تونیم بگیم چون توی سوم راهنمایی معلم داشته پس دیگه معلم

 

دبیرستان چیه ؟ توی اون سطح فکری به یه جور معلم و یه جور درسی

 

احتیاج داشته و توی سطح فکر بالاتر هم به یه معلم و یه سری درسای

 

دیگه . مسئله ای که شما گفتید هم به همین صورته . بشر دائما در حال

 

رشده و همونطور که مشاهده می کنید روزبه روز به ظرفیتش در مورد

 

پذیرش بعضی مسائل اضافه میشه . مثلا 500 سال پیش وقتی گالیله

 

گفت که زمین می جرخه حکم اعدامشو دادن ولی الآن اگه کسی برعکسش

 

رو بگه بهش می خندن حالا بگذریم از اینکه چه مسائلی باعث این افزایش

 

ظرفیت میشن . زمانی که حضرت مسیح ظهور کرد بشر توی توانایی

 

پایین تری از حدود 600 سال بعدش یعنی زمان بعثت حضرت رسول(ص)

 

بود . این مسئله قبلا هم وجود داشته یعنی بطور مداوم تجدید نبوت میشده

 

به همون دلیل که گفتم . حالا بعد از حضرت محمد(ص) بشر به اون

 

سطح از توانایی رسید که بتونه کلیات دینش رو حفظ کنه (همونطور که

 

می بینیم توی کتابهای آسمانی قبلی تحریفاتی صورت گرفته ولی توی

 

قرآن نه.) ولی خوب به دلیل اینکه باز هم مسئله مقتضیات زمان

 

پیش میاد باید یه راهنمایی وجود داشته باشه که توی مسائلی که

 

مسلمونها تا حالا باهاشون روبرو نشده بودن بتونه حکم شرعی بده

 

و دستور خدا رو به مردم بگه . از طرفی بیشتر عمر حضرت محمد (ص)

 

صرف جنگ با کفار شد و تازه بعد از اون حضرت مسلمونها با مسائل

 

جدیدی روبرو شدن پس باید امام و رهبری باشه که بتونه حکم خدا رو

 

بفهمه و به مردم هم بفهمونه و بنابر این اون کس باید به دور از اشتباه

 

باشه تا بتونه مردم رو درست هدایت کنه و این فقط وقتی ممکنه که

 

علمش خدادادی باشه . پس خدا هیج وقت مردم رو به حال خودشون رها

 

نکرده تا همونجور که توی قرآن فرموده بهانه ای برای هدایت نشدنشون

 

نداشته باشن . پس باید توی این زمان هم امامی وجود داشته باشه .

 

که اون امام حضرت صاحب الزمان (عج) (که پدر و مادرم به فدایش باد)

 

می باشند . در این مورد و ظهور ایشون هم توی مطالب بعدی انشاءالله

 

بحث خواهیم کرد . امیدوارم تا اینجا شبهاتتون برطرف شده باشه .در

 

ضمن از همتون خواهش می کنم تحقیقات جامع و کاملی رو  درباره

 

این مباحث انجام بدید.(اگه طالب حقید).

 

موفق باشید

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 23:34 |

به نام خدا

 

آقا افشین واقعا ازتون خوشم اومد به خاطر اینکه آدم با جنبه ای

 

هستید . در مورد اینکه گفته بودید که مسیح وجود خارجی ندارد و

 

برگرفته از قصه ای قدیمی است ازتون تقاضا دارم منبع و مرجع

 

نوشته هاتون رو بنویسید . یه نکته ای که باید بهش اشاره کنم

 

در مورد استدلال صحیحه . من کوچکتر از اونی هستم که به کسی

 

چیزی یاد بدم ولی توضیحی در این مورد میدم و از شما میخوام

 

که خوب فکر کنید . استدلال منطقی بر این پایه استواره که ما

 

دلیلی رو برای طرف مقابل بیاریم که اونو بپذیره یعنی منبع

 

استدلالاتمون باید منبعی باشه که برای طرف مقابل هم قابل قبول

 

باشه . حالا یا استدلال عقلی باشه یا از نوشته یا حرف کسی باشه

 

که طرف مقابلمون هم اونو قبول داشته باشه . مثلا اگه شما کتاب

 

«آنگاه هدایت شدم» رو بخونید می بینید که چگونه از کتاب خود برادران

 

اهل تسنن (صحیح بخاری) که این کتاب رو بعد از قرآن معتبرترین

 

کتاب می دونن بر حقانیت شیعه استدلال شده یا مثلا امام رضا(ع)

 

توی مناظراتشون با بزرگان ادیان مختلف از همون دین و

 

کتاب خودشون براشون دلیل میاورد . حالا روی بحث وجود حضرت

 

مسیح (ع) باید بگم که من این حرف رو اولین باره که می شنوم

 

در حالی که بزرگان دین اسلام و دانشمندهای بزرگ در سالها و

 

قرنهای پیش هم این موضوع رو قبول داشتند . در ضمن این

 

موضوع اونقدر بدیهی و جا افتاده هست که تاریخ بین المللی

 

هم بر مبنای تاریخ میلاد حضرت مسیح هست . حالا اگه شما

 

دلیل محکمی از جایی که بشه بهش اعتماد کرد دارید بفرمایید .

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 23:33 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بقیة الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین

 

واقعا خسته نباشیم .خوب داریم آقا رو یاری می کنیم.به به....

 

به نظر من الآن آقا خیلی غریب  و خیلی مظلوم هستند.

 

خیلی از ما ایرانی ها اعتقاد به وجود مبارک اون حضرت(ارواحنا فداه)

 

و ظهور ایشون داریم . ولی ....

 

الآن با کلی حزن و اندوه دارم این مطلبو می نویسم . بغضم گرفته.

 

دلم می خواد داد بزنم آی مردم آقامونو تنها نذاریم.دل آقامونو

 

نشکونیم.

 

دیروز وفات حضرت زینب بود و آقا در سوگ عمه گرامیشون بودند.

 

اما انگار نه انگار همچنان صدای بلند و گوشخراش موسیقی از

 

توی ماشینها شنیده می شد .همچنان بعضی از پسر ها و دخترها

 

دست تو دست هم داشتن قدم میزدن و گل می گفتن و گل می شنیدن.

 

اسم حضرت زینب روی دیروز بود. ولی هیچ اثری از رفتارهای

 

اون حضرت نبود . شیر زنی که توی اون موقعیت باز هم تمام سعیشو

 

برای حفظ حجابش انجام داد. وقار و متانتش رو از دست نداد و....

 

اما الآن خیلی از خانمها صد جور عشوه و ادا در میارن تا دل یه  

 

جوون رو ببرن.وای بر ما که ساکتیم وای وای......

 

من از چند ماه پیش بخاطر بحث و گفتگو تو سایت کلوب عضو شدم.

 

توی این چند ماه که اسم واقعی خودم تو پروفایلم بود حتی یک نفر هم

 

به من سر نزد . دیشب با اسم مستعار یه خانم وارد شدم ، عرض پنج

 

دقیقه نزدیک به بیست نفر می خواستن با من چت کنن و قرار بذارن

 

و دوست بشن و....این وضع جوونای ماست (البته نه همشون).

 

از چندتاشون در مورد حجاب پرسیدم و گفتن که حجاب کاملا شخصیه

 

و اگه مردی با نگاه به زنی که حجاب درستی نداره دچار شهوت و

 

گناه میشه خوب بشه تقصیر خودشه و.....

 

حالا ما باید ساکت بشینیم ؟ دشمنای اسلام دارن همه جوره سعی

 

می کنن به دین لطمه بزنن.دیشب سایتها و وبلاگهایی تو همین

 

بلاگفا دیدم که مخم سوت کشید . قرآن رو زیر سوال می بردن و

 

آیات شیطانی سلمان رشدی رو تأیید می کردن و....

 

تو رو خدا اینقدر ساکت نباشید . ما هممون مسئولیم . چه جوری

 

رومون میشه همش امام زمان رو صدا بزنیم ولی برای ظهورش

 

هیچکاری نکنیم ؟؟؟؟؟!!!!!

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیستم مرداد 1385 و ساعت 8:42 |

با سلام خدمت همه دوستان محترم

از نظرات دوستان محترم که زحمت کشیدند ممنون.

آقا پوریا دست شما درد نکنه که ما رو قابل دونستید و نظر دادید . در مورد اینکه در زمان

پیامبر کسی به خاطر حجاب مجازات شده باشه من چیزی نشنیدم باز هم می گردم اگه مطلبی پیدا

کردم می نویسم. ولی عزیزم این اشتباهه که بیایم دوره های متفاوت و خاص رو بدون در نظر

گرفتن مقتضیاتشون با هم مقایسه کنیم . زمان پیغمبر برای اسبها زکات نبود ولی حضرت

علی (ع)برای اسبها زکات قرار داد مگه حضرت علی می خواست مسلمون تر از پیغمبر باشه .

یا مثلا امام حسن(ع) با معاویه صلح کرد ولی برادرش امام حسین (ع) با پسر همون معاویه

تنها با داشتن هفتاد و دو نفر جنگ کرد و شهید شد مگه امام حسین می خواست مسلمون تر از

امام حسن باشه حالا خودت قضاوت کن ببین میشه بدون در نظر گرفتن مقتضیات مقایسه انجام

داد؟ فرض می کنیم که شما هیچکدام از اینها را قبول ندارید ، من که با دلیل براتون گفتم

کدوم موضوع شخصی توی قرآن این همه بهش تأکید شده .اصلا قرآن کتابیه که برای

هدایت انسانها نازل شده دلیلی نداره اگه موضوعی شخصی باشه یا از نظر قرآن هرکی به

خودش مربوط باشه که چه جوری لباس می پوشه قرآن در بار هاش پافشاری کنه.سوره نور و

 مؤمنون در این باره آیه زیاد داره.

باز هم فرض رو بر این میگیرم که شما اینها رو هم قبول ندارید . بیاین با عقلمون بررسی کنیم

هممون توی این جامعه زندگی می کنیم و دیگه وضع حجاب رو توی کشور می بینیم . شما هم

خودتون یه آقایید .با دیدن خانمی که مانتوی تنگی پوشیده و تمام اعضای بدنش پیداست

بیشتر دچار گناه می شید یا خانمی که چادریه یا نه اصلا یه مانتوی گشاد پوشیده.

کسی که اینقدر آرایش می کنه میاد تو خیابون یا کسی که لباس تنگ می پوشه در حالی که

هممون می دونیم که آدم توی یه همچین لباسی احساس راحتی نمی کنه به نظر شما قصد یه

همچین کسی از این کار جز جلب توجه می تونه باشه ؟ فرضا باشه وقتی با این کار اون

کلی آدم دچار فساد می شن باز هم گناه اون فساد دامن گیر اون شخص هم میشه . من و خیلی از

آدمهای دیگه هم دوست دارن خیلی کارها بکنند ولی آیا صرف دوست داشتن می تونه دلیلی

برای انجام اون کار باشه؟ آیا نباید شرایط جامعه رو بسنجم؟ من نمی خواه مسلمون تر از پیامبر

باشم اتفاقا هرکسی خودش رو بهتر از دیگرون می شناسه و من هم می دونم که شاید هیچ کدوم 

از مخلوقات به بدی من نیستند ولی من واقعا از خدا و اولیای خدا خجالت می کشم وقتی می بینم

فساد داره جامه رو فرا می گیره و من ساکت نشستم . دینی که رسول خدا و فرزندانش اون همه

براش زحمت کیشدند و این همه آدم به خاطرش شهید شدند داره با این فساد اخلاقی از بین میره

و متأسفانه خیلی از ماها با پافشاری روی افکارمون به خودمون اجازه فکر کردن در این باره

و در باره صحبتهای دیگران رو نمی دیم. حالا از همه عزیزان تقاضا دارم بدون هیچ تعصبی

درباره این حرفهای من فکر کنند و نظراتشون رو بنویسند.ممنونم

یــــــــــــــــــاعــــــــــــــــــــــــــلی

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه ششم مرداد 1385 و ساعت 9:9 |

حجاب

 

از همه دوستان تقاضا دارم این متن را کاملا بخوانند و حتما نظر

 

خود را بنویسند .

 

نمی دونم کسانی که معتقدند حجاب یه امر شخصیه واقعا به نظر

 

خودشون ایمان دارند یا اینکه فقط برای توجیه رفتارشون این

 

حرفو می زنند. من سوالی از شما دارم.اگه حجاب یه مسئله

 

خصوصی و هرکی به خودش مربوطه که چه جوری لباس

 

می پوشه پس چرا توی قرآن خطاب به خانمها اومده که حجاب

 

داشته باشند و زینت های خودتونو بپوشونند؟همونطور که ما

 

می دونیم قرآن یه کتاب آسمانی هست و برای هدایت بشر نازل

 

شده و بعضی از موضوعاتی که شاید به نظر خیلی مهم باشند

 

با صراحت در قرآن بهشون پرداخته نشده ولی مسئله حجاب

 

وحتی نگاه کردن زنان و مردان به هم و طرز صحبت کردن

 

زنان و مردان و... صراحتا توی قرآن اومدند.پس مسئله خیلی

 

 مهمتر از این چیزهاست که بهش نگاه سطحی بشه .

 

انشاءالله ادامه بحث رو دفعه بعد می نویسم.

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه چهارم مرداد 1385 و ساعت 7:35 |

می خوام بحث حجاب رو با کمک شما دوستان عزیز شروع کنم

خواهش می کنم نظر بدید و توی بحث شرکت کنید

به نظر شما حجاب چیه و آیا یه امر شخصیه ؟

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه سوم مرداد 1385 و ساعت 8:18 |

منتظران

 

در خیابان قدم می زنم .مردم را می بینم که هر کدام مشغول کاری

 

هستند .وقتی به رفتارهای خیلی از آنها توجه می کنم اعصابم خرد

 

می شود .دلم می گیرد و از خدا خجالت می کشم .به راستی چقدر

 

دروغ ؟همین جوانهایی که در محرم سینه می زنند ،علامت می کشند

 

و... همین ها (البته اکثرا) صدای ضبط ماشین را بلند کرده اند واین

 

صدای گوشخراش تا چندین متر آنطرفتر شنیده می شود،همین ها سر

 

کوچه ها ایستاده اند و مزاحم این و آن می شوند،همین خانم هایی که

 

قسم هایشان حضرت فاطمه است با لباس هایی قدم به خ