تبليغاتX
عشق حقیقی

ولادت با سعادت امام دوم شیعیان ، سبط پیغمبر

(ص) ، پسر شیر خدا و عزیز حضرت زهرا(ع)

امام حسن مجتبی (ع) ،بر شما مبارک باد .

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 6:31 |

سلام . خیلی شرمنده ام که یه مدت نبودم . یه سری مسائل پیش اومده بود که وقت

نمی کردم سر بزنم .

توی بحث قبلیمون لزوم وجود دین رو گفتیم وثابت کردیم . بحث رو ادامه می دیم .

بعضی ها مثل افشین (بهش آقا نمی گم چون لیاقتشو نداره و به پیغمبرمون توهین کرد،در

ضمن می تونیدتوی نوشته های یه ماه پیش یا قسمت بحث نظراتشو ببینید .)

 معتقدن که مسیحیت و ... هم ساختگی و حضرت

عیسی(ع) پیغمبر نبود و ..... که این حرفا با توجه به بحث قبلیمون رد می شه . از طرفی 

می بینیم که تاریخ دنیا داره روی میلادی می چرخه و بسیاری

از دانشمندای بزرگ (باید بگم اکثرا) دین مسحیت و یهودیت و... قبول دارن .

ما هم که نمی تونیم که از خودمون اظهار نظر کنیم . من هم توی نوشته هام به دلایل عقلی

و نقل قول های معتبر استناد می کنم

. اصلا همه جا و همیشه اینطوریه و باید هم باشه . وگرنه تاریخی وجود نداشت یا خیلی از

چیزها کشف یا اختراع نمی شدن و ....

حالا اگه توی این بحث(وجود مسیحیت یا یهودیت و...) هم به نوشته ها ، رفتارها

اعتقادات و گفته ها و... دانشمندای قبلی و فعلی نگاه کنیم و حرفاشونو سبک و سنگین کنیم

و با هم مقایسه کنیم قطعا به وجود وآسمانی بودن این ادیان پی می بریم .

 چون ما بیشتر بحثمون روی اسلام هست زیاد روی این موضوع

توقف نمی کنم و اگه خودتون دوست داشتید می تونید دربارشون تحقیق کنید .(کتابها و گفته

های انیشتین ،نیوتن داوینچی ، میکل آنژ و ....)

ما بحثمون رو درباره حقانیت اسلام شروع می کنیم که ان شاءالله توی مطالب بعدی بیشتر

در این باره صحبت می کنیم .

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه هفدهم مهر 1385 و ساعت 6:28 |

در ادمه بحث دین شناسی اشاره به این نکته ضروریه که بشر از همون ابتدا تمایل

 

و گرایشی خاص به انتخاب یه مکتب که بتونه نیازهای اونو برآورده کنه داشته .

 

که این تمایل رو به صورتهای مختلفی بروز داده . چون خدا خالق همه موجودات از جمله انسان هست

 

بنابراین باید خدا این غریزه ویا به عبارت بهتر خصوصیت (که بهش فطرت می گن) رو توی وجود

 

انسان قرار داده و بنا به عدل خداوند و اینکه هیچگاه ظلم نمی کنه (که قبلا اثبات کردیم)

 

باید پاسخی به این نیاز انسان قرار داده باشه ، همچنان که برای نیازهای دیگه اش این

 

پاسخی قرار داده (که کاملا بدیهیه و نیازی به بیان نداره) که این پاسخ همون فرستادن پیامبران

 

برای تبلیغ دین و نشون دادن راه درست به مردمه . که البته باز هم بعضی از انسان ها مثل همیشه ،

 

عقلشون رو به کار نگرفتن و با ایجاد مکاتبی سعی کردن خودشون راه از راه دیگه ای به

 

این نیازشون پاسخ بدن که همواره این مکاتب به دلیل علم ناقص بشر یا در همون ابتدا یا بعد از گذشت

 

سالها نقصشون آشکار میشه و عده زیادی رو هم توی گمراهی و ضلالت باقی میذاره .

 

همچنان که خیلی ها به خیلی از نیازهاشون پاسخی غیر از چیزی که باید بدن و خدا براشون

 

تعیین کرده می دن و هیچوقت هم به جایی نمی رسن . مثل پاسخ به نیازهای جنسی که

 

اگه از طریق متعارف و درست خودش یعنی ازدواج ارضا نشه مشکلات جبران ناپذیری هم

 

برای خود فرد و هم برای جامعه به وجود میاره . مثل شیوع انواع بیماریها و....

 

یا مثل نیاز به قدرت یا ثروت که اونا هم همچنین ....

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 5:54 |

 

وفات جانسوز حامی پیامبر و مادر حضرت ، بانوی بزرگوار

 

اسلام ، حضرت خدیجه کبری(ع)، بر همگان تسلیت باد .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 5:53 |

 

از دوستان خواهش می کنم توی نظرسنجی وبلاگ زیر قسمت آمار

 

وبلاگ شرکت کنن . دوتا کلیک بیشتر نمی خواد که .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 7:45 |

امروز در مورد ادیان الهی بحث می کنیم . ثابت کردیم که خداوند دانای مطلقه و هیچ وقت

 

ظلم نمی کنه . خوب وقتی خدا عادله عدل خدا ایجاب می کنه که ، کسی که خدا رو عبادت می کنه

 

با کسی که خدا رو عبادت می کنه در برابر خدا یکی نباشن . بنا بر این اگه برای کسی که عبادت

 

می کنه پاداش در نظر گرفته بشه برای کسی که عبادت نمی کنه هم باید مجازاتی وجود داشته باشه .

 

که البته بنا به عدل خداوند خود توی این دو گروه هم افراد با هم نباید برابر باشن ، چون همه به

 

یه اندازه عبادت یا نافرمانی نمی کنن . خوب بشر هم باید یه طوری از این پاداش و مجازات

 

آگاه بشه و بدونه که چه کاری درسته و پاداش داره و چه کاری اشتباهه و مجازات داره . بنا بر این

 

عدل خدا ایجاب می کنه که قوانینش رو برای مردم بیان کنه . که این مسئله اساس پییدایش دین

 

هست که البته توی مطالب بعدی انشاءالله بیشتر در این مورد صحبت خواهم کرد .

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 7:43 |

دوستان عزیز واقعا شرمنده ام که دیر به روز می کنم . کلاسهام شروع شده و سرم

 

خیلی شلوغه . معذرت می خوام .

 

در ادامه بحثمون به بعضی از صفات خدا می پردازیم . علم خدا که کاملا مشخصه .

 

مثل علم بشر نیست . توی بحث قبلی هم گفتم چون خدا توی حصار زمان محدود

 

نیست بنا براین علمش هم محدود نیست . در ضمن چون آفریننده همه موجودات خداوند

 

هست پس هیچ چیزی از اسرار و نیازمندی هاشون بر خدا پوشیده نیست . از طرفی

 

حیات خداوند هم کاملا مشخصه که هیچ گاه فناپذیر نیست . در مورد صفات خداوند

 

باید بگم که این که ما برای خدا وجود یه صفت رو اثبات کنیم کاملا بیهوده است چون

 

مثلا اگه ما درباره علم خدا صحبت کنیم با توجه به علم خودمون قضاوت می کنیم

 

در حالی که خداوند مطلق این صفات است و بس و ما این صفاتمون رو خدا بهمون

 

داده و در واقع باید برای خودمون وجود این صفات رو اثبات کنیم . خداوند علم مطلق

 

زنده مطلق مهربانی مطلق و.... هست وهمه این صفات از وجود خود پروردگار سرچشمه

 

می گیرن . ولی خوب از اونجایی که بعضی وقتا ما عادت داریم چیزهای خیلی بدیهی

 

رو اثبات کنیم به ادامه بحث می رسیم . صفاتی مثل مهربونی و رحمت و... هم که

 

کاملا مشخصه . از نعمتهایی که خدا به ما داده . و از وجود انسانهای مهربون می فهمیم

 

که وقتی بشر اینقدر مهربون باشه خالقش دیگه چقدر مهربونه .

 

اما بعضی از صفات هستن که به وجود خدا بنا به دلایلی اصلا راه ندارن . مثلا

 

ظلم . یه موجود از سه حالت خارج نیست . یا همیشه ظلم می کنه یا همیشه عادله

 

و یا بعضی وقتها (بنا به دلایلی) ظلم می کنه و بعضی وقتها با عدل رفتار می کنه .

 

دلیل ظلم کردن چیه ؟ دلیلش کسب منفعته . مثلا قدرت یا ثروت و یا انتقام جویی .

 

کاملا واضحه که خداوند به لحاظ آفریننده بودنش و به خاطر علم نامحدودش و

 

اصلا بی نیازه از اینکه از آفریده خودش منفعت کسب کنه و از طریق ظلم به

 

اون به خواسته اش برسه . بنابر این به هیچ عنوان ظلم نمی کنه . پس همواره با

 

عدل برخورد می کنه . بنا بر این خداوند کاملا عادله . از طرفی خداوند هیچ وقت کار

 

بیهوده ای انجام نمی ده . برای اینکه لازمه اینکه هر موجودی از کاری که می کنه

 

هدفی داره . حالا این هدف می تونه انواع مختلفی داشته باشه . حتی کسی که کار

 

بیهوده ای هم انجام میده قصد لذت بردن رو داره . ولی خوب به خاطر علم کم

 

یا لحظه ای بودن اون لذت رو فراموش میکنه ، یا عواقب بدش رو فراموش

 

می کنه یا .... ولی ما می دونیم که خدا علمش محدود نیست بنا بر این هدفی متعالی

 

رو از آفرینش موجودات داره و بنا براین آفرینش جهان هم نباید بی هدف باشه .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 6:0 |

امروز می خوایم به اثبات یگانگی خدا بپردازیم . اگر ما (نعوذ بالله)

 

به چند خدا اعتقاد داشته باشیم (مثلا دو تا) ، در این صورت یا باید

 

به هم دیگه احتیاجی نداشته باشن و هر کدوم دارای قدرت و علم کافی

 

باشند . که در این صورت لزومی به وجود دیگری نیست و یکی ممکن الوجود

 

میشه که با واجب الوجوب بودن خدا که در مطالب قبلی اثبات کردیم

 

تناقض دارد . حالت دوم هم این است که یکی به دیگری نیاز داشته باشد

 

که در این صورت آنکه نیازی به دیگری ندارد کامل است و واجب الوجوب ،

 

و دیگری ممکن الوجوب میشود که بنابراین یک خدا داریم . حالت سوم

 

اینست که هر کدوم به دیگری نیاز داشته باشد که در این صورت باید قدرت

 

هرکدوم ناقص بوده و با وجود دیگری تکمیل بشه ، از طرفی می دونیم که

 

نقص قدرت و ضعف قدرت به خاطر نقص علمه ، و نقص علم هم ناشی از

 

محدود بودن به حصار زمانه ، که این از خصوصیات ماده است و توی

 

مطلب قبلی ثابت کردیم که خدا ماده نیست و محدود به زمان هم نیست .

 

بنا براین حالت سوم هم رد شد . پس یک و تنها یک خدا وجود دارد و

 

آن هم پروردگار عالمیان است .

 

باز هم به دوستان توصیه می کنم زیاد دنبال تفاسیر و دلایل فلسفی

 

نباشن و به عقل و دلشون رجوع کنن . به قول مولوی :

 

پای استــــدلالیــــــان چوبین بود

 

پای چوبین سخت بی تمکین بود

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه هفتم مهر 1385 و ساعت 4:45 |

امام علی (ع):

 

عقل تو را کفایت کند که راه گمراهی را از رستگاری نشانت دهد .

 

نهج البلاغه حکمت 421

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 4:33 |

بحث امروز درباره چگونگی ماهیت خداست .

 

این بحث کاملا مشخصه . ما وجود خدا رو اثبات کردیم . حالا کاملا بدیهیه که خدا

 

وجود داره . ولی با توجه به اینکه ما خدا رو نمی بینیم و اینکه می دونیم

 

خدا واجب الوجوبه یعنی همه مخلوقات رو آفریده بنابر این باید قبل از

 

همه موجودات بوده باشه . یعنی باید زمان براش مطرح نباشه . این خصوصیات

 

خصوصیات موجودیه که غیر مادی هست . چون ما می دونیم که ماده در

 

حصار زمان و مکان هست ، بنابر این موجودی که این خصوصیات رو نداشته

 

باشه مادی نیست . در مورد زمان هم باید بگم که زمان برای ماده وجود داره .

 

در مورد معنی اینکه خدا همیشه بوده و خواهد بود احادیث و بحث های زیادی

 

وجود داره که من مهمترین اونها که با عقل جور درمیاد رو می نویسم و

 

اون اینه که برای خدا زمان وجود نداره و این ماده هست که در حصار

 

زمان هست و مشخصه که وقتی زمان برای موجودی که در حصارش نیست

 

وجود نداشته باشه اول و آخر هم معنای چندانی پیدا نمی کنه، چون اول و

 

آخر هم از پیامدهای حصار زمان است . پس اینکه ما بگیم خدا از اول

 

بوده و تا آخر هست چندان معنی دار نیست چون که اصلا خداوند در حصار

 

زمان نیست . ( البته تصور این موضوع خیلی سخته و توصیه می کنم که

 

بهش فکر نکنید چون به ضرر خودتونه .) ولی اینکه در دعاها اومده که

 

خدا اول و آخر است ، با توجه به این مطالب میشه استنباط کرد که

 

منظور اینه که آفرینش و مرگ همه چیز در اختیار خدا بوده ،هست

 

و خواهد بود .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 4:31 |

 

پیامبر اعظم (ص):

 

سه کسند که بر خدا لازم است دعایشان را رد نکند : روزه دار

 

تا افطار کند و ستمدیده تا ستم از او دفع شود و مسافر تا به وطن

 

خود باز گردد .

 

جهاد با نفس حدیث 1255

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 4:37 |

خدمت همه دوستان عزیزم سلام عرض می کنم . واقعا شرمنده ام که

 

تاخیر دارم . سرم خیلی خیلی شلوغه و از طرفی هم کلاسهام شروع شده

 

به زور می تونم فقط به روز کنم . حلول ماه مبارک رمضان رو به همه

 

شما تبریک میگم . باید سعی کنیم تو این ماه از اون بدبختهایی نباشیم

 

که توی احادیث اومده (کسانی که گناهانشون توی این ماه آمرزیده نمی شه) .

 

ادامه بحث خداشناسی رو با توجه به تعاریف مطالب قبل پی می گیریم .

 

همونطور که همه می دونیم و خیلی واضحه وقبلا هم گفتیم هر معلولی علتی

 

داره و توی جهان همه روابط ، علت ومعلولی هستن وهر موجودی

 

معلول یه موجود دیگه هست . از طرفی طبق

 

اصل عدم دور هیچ موجودی نمی تونه با واسطه یا بدون واسطه ، علت

 

خودش باشه . پس علت و معلولها به صورت سلسله وار به هم مربوط

 

میشن . از طرفی همونطور که گفتیم و واضحه سلسله تا بی نهایت

 

ادامه داشته باشه و باید از یه علتی شروع شده باشه .پس اون علت

 

اولیه باید وجود داشته باشه تا موجودات دیگه به وجود بیان . پس اون علت

 

اولیه ، همون واجب الوجود هست (که تعریفشو توی مطلب قبل گفتم) که همون

 

خداست و سایر موجودات ممکن الوجود هستن . پس وجود خدا با تعاریف

 

منطقی و فلسفی هم بسیار واضحه .

 

دوستان عزیز توجه کنن که اثبات وجود خدا کاملا کار عجیبیه . چون

 

ما که مخلوق خداییم داریم خالق خودمونو اثبات می کنیم و داریم به

 

اثبات یه موضوع کاملا بدیهی می پردازیم . فقط این دلایلو آوردم

 

برای کسانی که به ندای قلبشون پاسخ رد می دن و سعی می کنن

 

از راههای مختلفی خدا رو انکار کنن . همچنین کسانی هم که به وجود

 

خدا معتقد هستن با خوندن این مطالب روی باور خودشون مستحکمتر

 

می شن .

 

 حالا اگه کسی در برابر حقیقت مقاومت کنه و بازهم خدا رو قبول نداشته

 

باشه به خدا ضرر نمی زنه و فقط به خودش ضرر می زنه . اگه شما خونتون

 

رو پشت به آفتاب بسازید به خورشید ضرری نمی رسه فقط خود شما از نور

 

و فواید اون بی بهره می مونید . خدا همه رو به راه راست هدایت کنه .

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 4:36 |

امام رضا (ع) فرمود : امیر المومنین (ع) فرمود :

 

در حالی که اعمال ننگین و رسوا کننده ای را به جای آورده ای دندانت

 

را به خنده آشکار مکن و زمانی که مرتکب بدی ها شده ای از عذاب

 

شبانگاهی ایمن مباش .

 

جهاد با نفس حدیث 360

 

اما افسوس که ما نه تنها از انجام اعمال بد پرهیز نمی کنیم (اغلب اوقات)

 

بلکه با کمال رضایت و با افتخار هم می شینیم برا اطرافیامون تعریف

 

می کنیم که چه جوری این کار رو انجام دادیم و چه لذتی داشت . توی

 

کوچه و خیابونها می تونیم نمونه های زیادی رو از این مورد حتی

 

در مورد کسانی که ادعای عشق به امام حسین (ع) رو هم دارن ببینیم .

 

مثلا الان دیگه دوست دختر داشتن برای پسرا و دوست پسر داشتن برای

 

دخترا (البته نه همه) کلاس داره وافتخاره و هرکی هم اینجوری نباشه امل

 

و متحجر و منجمد فکری و... به حساب میاد . وای برما وای برما ....

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 4:47 |

در ادامه بحث خداشناسی به اثبات فلسفی و عقلی وجود خدا می پردازیم

 

که شاید خیلی از شما با اون آشنا باشید . ولی خوب دوستان علاقه مند

 

می تونن برای آشنایی با مقدمات این بحث و چند تعریف که به زبان

 

خیلی ساده بیان شده به ادامه مطلب رجوع کنند .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 4:45 |