تبليغاتX
عشق حقیقی

امام صادق (ع) :

 

کسی که از روی اخلاص «لا اله الا الله» گوید به بهشت داخل شود

 

و اخلاص او این است که گفتن «لا اله الا الله» او را از ارتکاب آنچه

 

که خداوند بر او حرام نموده باز دارد .

 

جهاد با نفس :حدیث 230

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385 و ساعت 8:16 |

یه لینک باکس پایین وبلاگ گذاشتم چون وبلاگهای مذهبی زیادی داشت .

 

از دوستان عزیز تقاضا دارم که اگه موردی بر ضد شئونات اسلامی

 

توی این لینک باکس دیدن حتما به من اطلاع بدن . ممنون

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 23:41 |

حضرت امام علی (ع) :

 

از نافرمانی خدا در خلوتها بپرهیزید ، زیرا همان که گواه است ، داوری کند.

 

نهج البلاغه حکمت 324

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 23:28 |

قول داده بودم که مباحث شناخت اسلام واول از همه خداشناسی رو شروع کنم .

 

قبل از همه چیز ازتون خواهش می کنم که با دقت این مطالبو بخونید چون

 

واقعا مفیده و می تونه روی افکارمون تاثیر بذاره . می دونم که دیگه تقریبا  

 

هممون توی کتابهای مدرسه در این باره مطلب زیاد خوندیم و این مطالب تقریبا

 

کلیشه ای شدن ولی اگه این چیزایی رو که می نویسم با دقت و تفکر 

 

بخونید می بینید که با کتابهای درسی تفاوت داره . خوب

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اول از همه اثبات وجود خدا . خوب شما فرض کنید که از دوستتون یه کتاب

 

می گیرید و بعد ازش می پرسید که نویسنده اش کیه . حالا اگه اون جواب بده

 

که این کتاب نویسنده و حروفچین و ناشر و ... نداره شما تعجب نمی کنید و فکر

 

نمیکنید که داره شوخی می کنه ؟ مگه می شه که مطالب کتاب خود به خود

 

جمع شده باشن و کتاب خود به خود حروفچینی شده باشه و خود به خود چاپ

 

شده باشه و کسی این کارها رو انجام نداده باشه ؟ اصلا می تونید هیچ دستگاه یا

 

ساختمون یا .... رو پیدا کنید که خودبخود به وجود اومده باشه ؟

 

خوب کتاب با این سادگی در مقابل بدن پیچیده انسان ، نمی تونه خودبخود

 

به وجود اومده باشه . حالا فکر کنید ببینید انسان می تونه خودبخود به وجود

 

اومده باشه ؟ به ویژگیهای بدن انسان توجه کنید . شاید چیزی که تا حالا زیاد

 

بهش دقت نکرده باشم ابروها هستن . فکر کردید که اگه ابروها هم مثل

 

موها سریع رشد می کردن چی می شد ؟ اگه انگشت شستمون مثل انگشتهای

 

دیگه بالاتر از اندازه فعلی بود چه جوری می تونستیم چیزی رو توی دستمون

 

بگیریم . اگه خوب نگاه کنیم مطمئنا به موارد زیادی از این قبیل (تنها توی

 

بدن انسا ) بر می خوریم . حالا یه سوال کوچولو . می تونه همه اینها خودبخود

 

اتفاقی به وجود اومده باشه ؟ واقعا احمقانه نیست اگه این جوری فکر کنیم ؟

 

ادمه بحثو انشاءالله توی پستها و روزهای بعدی می نویسم .

 

در پناه حق موفق باشید .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 23:26 |

سلام . دوست خوبمون آقا افشین از اینکه نظراتشونو تایید نکردم ناراحت

 

شدن . باید بگم که من هیچ قصد بدی نداشتم و به این دلیل این کارو کردم

 

که چون دیدم من هرچی میگم شما همون حرفا رو می زنید و فقط میگید که

 

وجود حضرت عیسی (ع) با وجود حضرت مهدی (عج) تناقض داره ، خواستم

 

که یه خرده به حرفهام فکر کنید و برید خوب تحقیق کنید . من هیچ توهینی به

 

شما نکردم و منظورم از بهانه های بنی اسراییل این بود که شما مثلا می گید

 

که چرا توی یونان یا چین و یا.... پیامبر ظهور نکرده تا دیگه نیازی به

 

تجدید نبوت نباشه که جوابتونو می تونید از نوشته هام پیدا کنید . در ضمن عقلا

 

باید بین مردمی که بیشتر گمراه هستن پیامبری برای هدایتشون ظهور کنه .

 

به هر حال قصد من توهین نبود و این یه ضرب المثله .

 

ولی خوب شما خوب به من توهین کردید ، اما عیب نداره خدا همه رو هدایت کنه .

 

در ضمن باید بگم که شما که ادعا می کنید یه زمانی کاملا با خلوص نماز

 

می خوندید خیلی چیزا رو از اسلام نمی دونید و همینطور اینکه مطمئن باشید

 

کسی که با شناخت و توکل به خدا توی این راه قدم برداره هیچ وقت پشیمون

 

نمیشه . اینو هم باید بگم که من از هیچ کس و هیچ چیزی غیر از خدا

 

نمی ترسم و یقین دارم که اگه به خاطر خدا قدم بردارم خدا هم خودش کمکم

 

می کنه و مطمئن باشید من به خاطر این عقایدم هیچ ترسی از کشته شدن

 

و زندانی شدن و.... ندارم . چون سالار و سرورم امام حسین (ع) توی این

 

راه جون خودشون و خونوادشون رو هم دادن و معتقدم اگه من این کارو

 

نکنم فردای قیامت نمی تون توی چشمای آقام نگاه کنم . شاید این حرفها

 

و عقاید منو شما و خیلی های دیگه مسخره کنید ولی باید بگم اینها

 

عقاید منه و از گفتن هیچ حرف حقی اصلا نمی ترسم . حالا می خواید

 

باور کنید میخواید نکنید . امیدوارم از من ناراحت نشده باشید .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 و ساعت 23:3 |

سلام . بی مقدمه میرم سر اصل مطلب . یکی از دوستان مدتیه که سر

 

اسلام و اینکه چرا اسلام حضرت عیسی رو تایید می کنه با من بحث می کرد

 

که احتمالا با سر زدن به وبلاگ متوجه شدید .

 

این دوست عزیزمون من هر چقدر هم که دلیل و برهان آوردم باز هم حرف

 

خودشونو زدن و منو واقعا از ادامه بحث ناامید کردن . از این دوستمون

 

می خوام بیشتر درباره اسلام تحقیق کنند . توی این بحثها و بحثهای اخیری

 

که با چندتا از مخالفین اسلام داشتم متوجه شدم که مشکل اصلی خیلی از ماها

 

نشناختن خداست و خیلی ها هم که اصلا وجودش رو قبول ندارن . بنابراین

 

میخوام یه بخش جدیدی رو به وبلاگ اضافه کنم که شناخت اسلام هست و

 

خوب طبیعتا اول میرم سراغ بحث شناخت خدا . ازتون خواهش می کنم

 

توی بحثها کمکم کنید .

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت 22:55 |

حضرت امام علی (ع) :

 

کسی که خود را گرامی دارد ، هوا و هوس را خوار شمارد .

 

نهج البلاغه حکمت 449

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 و ساعت 22:30 |

حضرت امام علی (ع) :

 

کمترین حق خدا بر عهده شما اینکه ، از نعمت های الهی در گناهان

 

یاری نگیرید .

 

نهج البلاغه حکمت 330

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 22:40 |

در مورد اینکه گفتید اگر این ادیان الهی بودند توی جاهای دیگه ای

 

ظهور می کردند . باید بگم که متاسفانه اطلاعاتتون خیلی کم و تحلیل هاتون

 

بر اساس یه سری افکار کودکانه است . ادیان الهی توی کشور ها مناطق

 

مهم زمون خودشون یا ظهور کردن یا تبلیغ شدن . مثلا توی ایران (زرتشتی)

 

توی مصر (یهودی) توی روم (مسیحی) توی بابل (حضرت ابراهیم ) و...

 

در ضمن اگه یه مطالعه کوجولو انجام بدید متوجه می شید که گاهی اوقات

 

چند پامبر با هم هم عصر بودن و توی نقاط متفاوت تبلیغ می کردن .

 

اما اینکه مدعی بودید توی یونان فلسفه وجود داشته و.... ما هم می دونیم

 

وجود داشته ولی خیلی از افکار و فلسفه هاشون درسته که زیربنای

 

فلسفه امروزیه ولی در مقابل نظریات و سطح تفکر دانشمندان الان

 

سطح تفکر دانشمندای اون زمون بسیار بچه گونه به نظر میاد . پس وجود

 

فلسفه و ...نمی تونه دلیلی برای اینکه سطح فکری و توانایی بشر توی

 

اون زمون با چند قرن بعدش یکی باشه ،بشه . در مورد این هم که

 

چرا توی عربستان پیامبر ظهور کردند توضیح دادم . حالا نه اینکه

 

حضرت عیسی دینش رو توی روم هم تبلیغ کردن یا زرتشت

 

تو ایران تبلیغ کرد اینا کتابی درباره پیغمبرشون نوشتن . در ضمن

 

دلایل به این واضحی و قرآن هم که کاملا همه جیز رو روشن

 

کرده شما اینا رو قبول نمی کنید نمی دونم چه جوری می خواستید

 

اون کتابها رو قبول کنید . این تناقضها هم که گفتید از طرف عاملین

 

به وجود اومده . دین اسلام اساسش دست نخورده است و تحریف نشده

 

این اختلافات هم توی مسائل جزیی هست که زیاد مشکلی ایجاد نمی کنه .

 

اینو هم باید بگم که کسی که ادعای مسلمونی می کنه با مسلمون واقعی

 

تفاوت داره . هیچ مسلمون واقعی اصلا طالبان رو به عنوان انسان

 

قبول نداره چه برسه به اینکه مسلمون حسابشون کنه . اما اینکه اسلام

 

به مسائل روز پاسخ نداده ، اول اسلام باید مشکلات زمان خودش رو

 

رفع می کرده بعد مسایل 14 قرن دیگه رو .بنابراین امام ها رو

 

قرار داده که توی هر زمون به مسایل مردم اون زمون جواب بدن .

 

یه نکته رو هم بگم که من همیشه از خوندن داستان بنی اسراییل تعجب

 

می کردم ولی الان با خوندن دلایل یا به عبارت بهتر سفسطه های

 

شما به وجود تونستم بنی اسراییل رو خوب بشناسم و معنی بهانه های

 

بنی اسراییلی رو بفهمم . ازتون ممنونم که کمکم کردید تا بنی اسراییل

 

رو خوب بشناسم .

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 22:39 |

آقا افشین من هم از شما ناامید شدم . من براتون دلیلی آوردم که

 

کاملا با عقل جور در میاد اونوقت شما می گید که براتون از کتابهای

 

دبیرستان دلیل نیارم ؟ اولا من 5 سال پیش این درسها رو خوندم

 

و الان هم چیز زیادی از اونا یادم نیست . ثانیا دلیلی که با عقل جور

 

در میاد چه فرقی می کنه که از کجا باشه ؟ پس سعی کنید سفسطه

 

نکنید . در ضمن شما گفتید که قبلا مسلمون بودید ، پس چطور

 

نمی دونید که از نظر ما حضرت مهدی (عج)منجی آخرالزمان

 

است ، نه حضرت عیسی . حضرت عیسی منجی زمان خودش بود .

 

در ضمن چه مانعی داره که 600 سال بعد از یه پیامبر پیامبر و راهنمای

 

دیگه ای بیاد ؟

 

بعد هم مثل اینکه ناراحت شدید که من روش درست استدلال رو فقط برای

 

یادآوری گفتم نه ؟ من منظورم این نبود که شما بچه اید یا این

 

چیزا رو نمی دونید . ولی با این حرفتون که یه نفر از روی انجیل

 

وجود حضرت عیسی رو نقض کرده ، باز هم لازم دونستم به شما روش

 

استدلال صحیح رو یادآوری کنم . شما با من که یه مسلمونم دارید بحث می کنید

 

و اگه شما قبلا اسلام رو تجربه کرده باشید مطمئنا باید بدونید که ما انجیل

 

فعلی رو قبول نداریم و معتقدیم که انجیل تحریف شده . اصلا مسیحیا

 

اعتقاد دارن که حضرت عیسی پسر خداست ولی مسلمونا

 

معتقدن که حضرت عیسی هم یه پیامبر اولوالعزم هست و به عنوان

 

یه پیامبر اایشون رو قبول دارن ونه پسر خدا . پس نباید برای اثبات

 

حرفهاتون از انجیل برام دلیل بیارید چون در اینصورت من هم میتونم

 

از احادیث وجود و ظهور حضرت مهدی (عج) رو به راحتی اثبات کنم

 

ولی نه شما این احادیث رو قبول دارید ونه من انجیل فعلی رو .

 

در ضمن من ازتون خواستم که اگه درباره نقض وجود حضرت عیسی(ع)

 

کتابی یا مقاله ای اکه توش استناد به منابع معتبر شده خوندید اونو

 

به ما هم معرفی کنید ولی شما از جواب طفره رفتید و گفتید که

 

این کتابها سانسور می شن . پس شما خودتون چه جوری اونا رو خوندید ؟

 

خواهش می کنم اینقدر سرسختی بیجا نکنید . چون به ضرر خودتونه .

 

خدا هممون رو به راه راست هدایت کنه.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385 و ساعت 22:38 |

یه حدیث قدسی زیبا امروز می خوام بنویسم که واقعا آدمو تحت تاثیر

 

قرار می ده و آدمو از خجالت آب می کنه.

 

خداوند می فرماید :

 

اگر آنان که پشت به من کرده اند ، می دانستند که من چه اندازه

 

مشتاق آنها و تا چه حد چشم به راه توبه و بازگشت آنها هستم ،

 

از شوق قالب تهی می کردند و بند بند آنها از هم می گسست.

 

رسلاه لقاءالله (ص120)تالیف میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

 

و

 

مستدرک :ج10،ص309

 

 

+ نوشته شده توسط محمد در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 23:35 |

آقا افشین در مورد اینکه گفتید که قبول وجود حضرت مسیح(ع) یه

 

تناقض آشکاره . شما یه دانش آموز رو در نظر بگیرید . این دانش آموز

 

توی مثلا سوم راهنمایی یه معلمی داشته حالا بزرگتر شده رفته دبیرستان

 

آیا می تونیم بگیم چون توی سوم راهنمایی معلم داشته پس دیگه معلم

 

دبیرستان چیه ؟ توی اون سطح فکری به یه جور معلم و یه جور درسی

 

احتیاج داشته و توی سطح فکر بالاتر هم به یه معلم و یه سری درسای

 

دیگه . مسئله ای که شما گفتید هم به همین صورته . بشر دائما در حال

 

رشده و همونطور که مشاهده می کنید روزبه روز به ظرفیتش در مورد

 

پذیرش بعضی مسائل اضافه میشه . مثلا 500 سال پیش وقتی گالیله

 

گفت که زمین می جرخه حکم اعدامشو دادن ولی الآن اگه کسی برعکسش

 

رو بگه بهش می خندن حالا بگذریم از اینکه چه مسائلی باعث این افزایش

 

ظرفیت میشن . زمانی که حضرت مسیح ظهور کرد بشر توی توانایی

 

پایین تری از حدود 600 سال بعدش یعنی زمان بعثت حضرت رسول(ص)

 

بود . این مسئله قبلا هم وجود داشته یعنی بطور مداوم تجدید نبوت میشده

 

به همون دلیل که گفتم . حالا بعد از حضرت محمد(ص) بشر به اون

 

سطح از توانایی رسید که بتونه کلیات دینش رو حفظ کنه (همونطور که

 

می بینیم توی کتابهای آسمانی قبلی تحریفاتی صورت گرفته ولی توی

 

قرآن نه.) ولی خوب به دلیل اینکه باز هم مسئله مقتضیات زمان

 

پیش میاد باید یه راهنمایی وجود داشته باشه که توی مسائلی که

 

مسلمونها تا حالا باهاشون روبرو نشده بودن بتونه حکم شرعی بده

 

و دستور خدا رو به مردم بگه . از طرفی بیشتر عمر حضرت محمد (ص)

 

صرف جنگ با کفار شد و تازه بعد از اون حضرت مسلمونها با مسائل

 

جدیدی روبرو شدن پس باید امام و رهبری باشه که بتونه حکم خدا رو

 

بفهمه و به مردم هم بفهمونه و بنابر این اون کس باید به دور از اشتباه

 

باشه تا بتونه مردم رو درست هدایت کنه و این فقط وقتی ممکنه که

 

علمش خدادادی باشه . پس خدا هیج وقت مردم رو به حال خودشون رها

 

نکرده تا همونجور که توی قرآن فرموده بهانه ای برای هدایت نشدنشون

 

نداشته باشن . پس باید توی این زمان هم امامی وجود داشته باشه .

 

که اون امام حضرت صاحب الزمان (عج) (که پدر و مادرم به فدایش باد)

 

می باشند . در این مورد و ظهور ایشون هم توی مطالب بعدی انشاءالله